بلخ، ولایت گل سرخ

 

ولایت بلخ، در شمال کشور ماست. 17هزار 249کیلومتر مربع مساحت دارد و نزدیک به دو میلیون نفر در آن زندگی می‏کنند.

ولایت بلخ تاريخ پنج‏هزار ساله دارد. در گذشته‏ها به نام‏ اُم البلاد (مادر شهرها) یاد می‏شده است. امروزه نیز از مشهورترین ولایات کشور ماست که شهرت جهانی دارد. مرکز این ولایت، مزار شریف است. بلخ، چاربولک، چارکنت، چِمتال، خُلم، دولت‏آباد، دِهدادی، زاری، شورتیپه،  شولگره، کشنده، کلدار، مارمل و نهر شاهی، چهارده ولسوالی آن است. شهر بندری حیرتان و «رودخانه آمو» که کشور ما را به آسیای میانه وصل می‏کند در همین ولایت است. در چهارده ولسوالی ولایت بلخ، بیش از یک هزار قَریه است که اقوام مختلف کشور در آن زندگی می‏کنند. تاجیک‏ها، هزاره‏ها، ازبک‏ها، پشتون‏ها، عرب‏ها، ترکمن‏ها و ... آن‏ها از سال‏های دور زندگی دوستانۀ با هم دارند. هر قوم با زبان اصلی و با گویش محلی‏شان صحبت می‏کنند. اما زبان فارسی، زبان اصلی مردم است که بیش از شصت درصد مردم با آن حرف می‏زنند.

ادامه نوشته

بازی محلی آبوبه جان

 بازی محلی (آبوبه جان)

 

بازی «آبوبه‏ جان» از بازی‏های محلی و دخترانه کشور ما است. در سال‏های پیش از جنگ بیشتر در شهرهای بزرگ کشور رواج داشت. اما امروز دختران کمتر به آن بازی می‏کنند. این بازی هیچ وسیله‏ ای لازم ندارد و دو نفره اجرا می‏شود. در آغاز بازی دو دختر نوجوان روبروی  هم ایستاد شده و دستان همدیگر را  به صورت ضرب‏دری محکم می‏گیرند. (مثل قول دادن) آن وقت کمی به عقب خم ‌می‌شوند و شروع به چرخیدن روی انگشت پاهای خود می‏کنند و در حال چرخیدن با صدای بلند و آهنگ‌دار شعر آبوبه‏ جان را می‏خوانند. اگر چند نفر در این بازی دور هم باشند، به نوبت و خوش‏حالی نفسک زده بازی می‏کنند.

 

آبوبه جان آبوبه

دسته گلم شرابه

شراب ما خوردنی

پیش حاکم بُردنی

**

حاکم دو تا زن کده

دُهله به گردن کده

نیم نانه کم کده

***

اِی ارّه اِی تیشه

الا تیر و کمانچه

اقلیمو زن کوچه

***

دیوارکه شکافتیم

سوزنکه یافتیم

گدی‏گکه ساختیم

***

برنجکه دم دادیم

خُوار خونده ره کم دادیم

دَ اَفتَوَک لَم دادیم

سلام خداجان!


خدایا من می­ دانم پولدارها کل ثروتشان را فقط به کمک تو به دست آورده­اند و اگر صاحب کل دنیا شوند نمی­توانند حتی یک سیب یا یک دانه گندم درست کنند.
خدایا! این تو هستی که به بره­ ها علف، به خرگوش­ ها زَردَک، به کبوترها دانه­ ی گندم و به ما آدم­ها غذا و نعمت داده ای. کاری کن که ما فقط نعمت و روزی را از تو طلب کنیم.
خدایا! می‏ دانم که پدرجان، برای اینکه برای ما کالا و خوراکه بخرد سخت کار می­ کند و زحمت می­کشد. کاری کن پول بیشتری به دست آورد تا مجبور نباشد حتی در روزهای جمعه هم کار کند.

خدایا پدر هم‏صنفی‏ ام ستاره­،  پولی ندارد تا برای او کالا و بوت نَو بخرد. خواهش می‏ کنم خودِ خودت کمکش کن تا بتواند برای ستاره­ جان کالای نَو بخرد.