ماه محرم،ماه شهادت خون خدا


ماه شهادت خون خدا اباعبدالله الحسین(ع)تسلیت


نازنین خواهرم لیلا در افغانستان
محمدکاظم محقی
بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان، در روزهای پانزدهم تا نوزدهم ماه میزان در ولایت اصفهان ایران برگزار شد. در این دوره نیز مثل سالهای گذشته متاسفانه هیچ فیلمسازی از کشور ما شرکت نداشت. فیلمهای زیادی از کشورهای دیگر به نمایش گذاشته شد. داوران نوجوان 22 کشور خارجی در کنار داوران نوجوانان ایرانی فیلمهای برتر را انتخاب کردند. جشنواره تمام شد. با این که جای فیلم و داوران نوجوان کشورم خالی بود، اما وقتی در روز اول جشنواره نام کشورم را شنیدم بسیار خوشحال شدم. خبرنگاران نوجوان ولایت اصفهان در نامهای به کودکان جهان این چنین نوشته بودند:
دوست خوبم؛
نهلا در عراق، برادر کوچکم بشیر در فلسطین، نازنین خواهرم لیلا در افغانستان، هم کیش مهربانم فواد در سوریه ... .
سالها پیش از این کشورم ایران، درگیر جنگ تحمیلی شد و در و دیوار شهر و وطنم، طعم خمپاره (هاوان) و موشک را چشید، اما چه شیر مردانی و چه شیر زنانی داشتیم.
زمانی که پدر و مادر ما در خواب شیرین کودکی بودند، آن بزرگواران برای دفاع از ناموس و وطن جنگیدند تا امروزی، پر از آسایش و امنیت داشته باشیم.
اما تو بی گناه و معصومی!
به کدامین گناه درگیر جنگ نابخردانه شدی؟ به کدامین گناه لحظه لحظه زندگی کودکانهات، که با سوار بر رویای دلنشین پاکی باشی، تباه شد؟ و تو را به کدامین جرمت از نعمتهای خدا محروم ساختهاند. و تو چشمان زیبای صادق دور اندیشت را به کجا دوختهای و به چه میاندیشی؟
من یک ایرانی ام،
من یک آزادهام و صدای تو را به گوش دنیا خواهم رساند. دستم را بگیر تا با هم بُت بیداد استکبار را با یاری خدا بشکنیم.
هیئت خبرنگاران نوجوان اصفهان
ولایت قندهار
قَندَهار
یکی دیگر از ولایت های کشورماست که با 15 ولسوالی در جنوب شرق
کشور قرار دارد. ولایتی که 998 متر بالاتر از سطح دریا قرار دارد و 54022 کیلومتر
مربع مساحت دارد. با کشور پاکستان مرز مشترک دارد. در داخل کشور نیز با ولایات
زابل، اُرزگان و هلمند هم مرز است. مرکز ولایت قندهار، شهر قندهار است.
این ولایت بیش از یک میلیون نفر جمعیت دارد که نزدیک به 400 صد
هزار نفر در شهر قندهار زندگی میکنند. اما بیشترین جمعیت این ولایت، پشتون هستند که
با زبان پشتو صحبت میکنند. تاجیکها، هزاره ها و بلوچها نیز در این
ولایت زندگی میکنند و با زبان فارسی صحبت میکنند. 15 ولسوالی دیگر آن، ارغستان،
اَرغَتداب، پنجوایی، خاکریز،
دامان، ریگ، زری، اِسپین
بولدک، شاهولی کوت، شورابک، غورک، معروف،
مِیانشین، میوند و
نیش
نام دارند. ولایت قندهار به خاطر قرار گرفتن در مسیر شاهراه ترانزیتی هرات به
کابل، یکی از ولایات مهم اقتصادی کشور است. رودخانه
های همیشه روان اَرغِستان، اَرغَنداب، تَرنگ، دهله، معروف و ناوه این ولایت را به ولایت مهم کشاورزی تبدیل ساخته است.
نقشه ولایت قندهار مثل یک مستطیل است. شهر قندهار برابر با اصول مهندسی به چند محله تنظیم و ساخته
شده است. هر محله متعلق به یک یا چند قوم و قبیله است و بیشتر از اقوام پشتون هستند.
ولایت قندهار از زمانهای قدیم، شهر نامداری در منطقه بود. به خصوص بعد از این که "احمدشاه ابدالی" معروف به (احمدشاه بابا) از سوی بزرگان و ریش سفیدان قومی، پادشاه خراسان نام گرفت و قندهار را پایتخت خود ساخت. هنوز هم ولایت قندهار یکی از ولایات مهم افغانستان است. میدان هوایی بین المللی دارد. دانشگاه دارد و همیشه مرکز توجه جهانی بوده است. قندهار از نظر سیاسی و فرهنگی جایگاه شایستهای در کشور و جهان دارد. شخصیتهای سیاسی، علمی و فرهنگی این ولایت خدمت زیادی برای کشور انجام داده است. در دوران جهاد اسلامی نیز، مجاهدین این ولایت رشادتهای بینظیری از خود نشان دادند. در جنگ سوم افغانستان با انگلیسیها سردار عبدالقدوس خان با پوشیدن کفن در برابر انگلیسیها اعلان جهاد داد.
ولایت قندهار با داشتن هزاران جریب زمین زراعتی و باغهای میوه، محصولات کشاورزی به کشورهای همسایه صادرات می کند و از این راه کمک زیادی به اقتصاد کشور میکند. انار قندهار شهرت جهانی دارد. اگرچه طالبان از ولایت قندهار پیدا شد و نام این ولایت تاریخی را با جنایاتی زیاد، در دنیا بد معرفی کرد؛ اما مردم مسلمان ولایت قندهار بیشتر از ولایات دیگر شاهد آتش زدن مکتبها، تیزاب پاشی بر صورت دختران مکتب، انفجارهای انتحاری طالبان و کشتار وحشیانه نیروهای خارجی بودند. شهر كهنه قندهار، زيارت شاه مقصود معروف به(شاه آغا)، زيارت بابا صاحب، كوه چهل زينه، زيارت بابا ولي، تپه مندیگک و ... مکانهایی است که ماهانه هزاران نفر از آنها دیدن میکنند. چهل زینه یکی از مکانهای تاریخی و دیدنی قندهار است که بر روی کوهی به همین نام ساخته شده است. در دوران همایون شاه، در 500سال پیش. در دوران امان الله خان کتارههایی در دو طرف زینه ها ساخته شد. اما حالا مکان های تاریخی افغانستان از جمله این مکان وضعیت بسیار بدی دارند.
بر اساس نظر باستان شناسان تپه مندیگک، با حوزه تمدنی ارغنداب ارتباط کامل دارد. این منطقه حالا در 50 کیلو متری شهر جدید قندهار واقع شده است.
خواندن و نوشتن را دوست دارم
گفتوگو با کوچکترین نویسندۀ افغانستانی، در کشور زلاندنو
نیما سمنگانی
اشاره: "خدیسه" یا "شقایق رجبی" یازده سال دارد. او با خانوادۀ خود در کشور زلاندنو زندگی میکند. شقایق نوجوان، مشهورترین دختر یازده ساله این کشور است. او در یک خانوادۀ مهربان و دیندار کلان شده و بسیار خوشحال است که حجاب دارد، به مکتب میرود و با هم صنفی های نیوزیلندی خود دوست است. شقایق برای آنها نمونه ای از نظم و تلاش است. حالا این نویسندۀ کوچک، در کشور نیوزیلند و شهر محل زندگی خود، (کرایستچرچ) به شهرت زیادی رسیده است. همکار باغ به خانۀ این نویسنده نوجوان افغانستانی در منطقه لینوود این شهر رفته است تا با او گفتوگو کند. همکار ما که با استقبال گرم خانوادۀ رجبی روبه رو شده، این گفتو گو را برای باغ فرستاده تا شما گلهای باغ با این نویسندۀ کوچک بیشتر آشنا شوید.
بانو رجبی! برای آشنایی بیشتر، اول خودتان را معرفی کنید و بعد هم بگویید که نویسندگی را چطور آغاز کردید؟
رجبی- به نام خدا من خدیسه رجبی هستم، به تازگی وارد یازده سالگی خود شدم. نوشتن را با داستانی برای کودکان شروع کردم. داستانی بود به نام ( قصۀ از جِرُمی روپِتی)
) The story of Jerome Ropati (
ببخشید این داستان در بارۀ چیست و با چه زبانی آن را نوشتی؟
رجبی- این داستان در باره یکی از بازیکنان ورزش رَگبی (فوتبال امریکایی) به نام جِرُمی روپِتِی است که پدرش مربی این رشتۀ ورزشی است. این داستان را من با زبان انگلیسی نوشتهام تا هم صنفی هایم بتوانند آن را بخوانند.
از چند سالگی کتاب میخواندی و چه کتابی را بیشتر علاقه داشتی که بخوانی؟
رجبی- از پنج سالگی به کتاب علاقه پیداکردم، مخصوصا کتابهایی که عکسدار بود. کمکم به کتابهایی که نوشته داشت و با کلمات زیاد نوشته شده بود علاقه مند شدم. اما کتابی که بر من اثر گذاشت، نامش (دوا ساز) بود.
The apothecary
شاید تا حالا این کتاب را چهار یا پنج بار خوانده باشم، اما هنوز هم ذهنم مشغول این کتاب است.
چه داستانهایی را خوش دارید که بخوانید، چه نوشته هایی را بیشتر علاقه دارید که بخوانید؟
رجبی- من به داستانهایی علاقه دارم که واقعیتها را بیان کند. بیشتر دوست دارم که نوشته هایی درباره رخدادهای حقیقی که اتفاق افتاده است بدانم و بخوانم،از داستانهای تخیلی خوشم نمیآید.
باغ- به کدام مضمون درسی خود بیشتر علاقه داری؟
رجبی- ادبیات، خواندن و املاء نوشتن را خیلی دوست دارم.
باغ- خانواده، معلمین و دوستان شما هر کدام در موفقیت شما نقش داشته اند، به نظر شما نقش کدام شان پر رنگ است؟
رجبی- نقش خانواده که جداست. اما معلمی ادبیاتی داشتم به نام خانم براون
Mrs. Brown
او خواندن و نوشتن زبان انگلیسی را به ما یاد میداد. مهربانی هایش را هرگز فراموش نمیکنم، نقش او را در پیشرفت خود فراموش نمی کنم. برعکس معلم کلاس اولم را که دوستش نداشتم، او همیشه عصبانی بود. با بچه ها بد رفتاری میکرد.
باغ- از هم صنفی های خارجی خود بگویید. چقدر با تو دوست هستند و چقدر صمیمی هستند؟
رجبی- در هر مکتبی که بودم، دوستانی خیلی خوبی داشتم. با بعضی از آنها هنوز هم بسیار صمیمی هستم. خُب آدمهای خوب و بد هر جا است. گاهی ممکن است کسی پیدا شود که نژادپرست باشد.
باغ- از افغانستان چه تصویری در ذهن خودت داری، آیا به افغانستان رفتی و از نزدیک دیدی؟
رجبی- بلی، دو سه سال پیش با خانواده رفته بودیم افغانستان، برای من بسیار جالب بود. همه چیز خاکی و چِرک به نظر میرسید. در کابل در یکی از مکتبها با دختر خاله ام رفتم، خیلی جالب بود. داخل یک صنف رفتیم، صنف خالی بود. وحشتناک و تاریک بود، اما مردم بسیار خوب بودند. بچه ها با وسایل بسیار ساده که خودشان ساخته بودند بازی میکردند. مثل لولکدوانی که از تایر بایسکل ساخته بودند. آنها در مقایسه با نیوزیلند زندگی بسیار متفاوت و سختی داشتند.
باغ- برای آینده خودت چه برنامه های داری؟
رجبی- اول تصمیم دارم که درس مکتب را تمام کنم، بعد باید به دانشگاه بروم. اگرچه هنوز تصویر روشنی از دانشگاه ندارم. بازهم هروقتی که زمانش شد، تصمیم اصلی را میگیرم. اما حالا تصمیم دارم که زیاد بنویسم، زیاد تمرین کنم. چون هدف اول من در آینده نویسندگی است. میخواهم کتاب زیاد بنویسم.
باغ- خوب خدیسه جان، شما به عنوان یک نویسنده نوجوان چه پیامی برای همسالانت داری؟
رجبی- من از همسالان عزیز خود میخواهم که خوب درس بخوانند، در کارهایشان خدا را فراموش نکنند. دینشان را فراموش نکنند. فراموش کردن خدا و دین عاقبت خوبی ندارد. دیگر اینکه کتاب زیاد بخوانند.

آشنایی
با روز جهانی کودک
در کشورهای جهان، روزهای مختلفی به نام "روز جهانی کودک" ثبت شده است. مثلا در کشور ما روز یازدهم ماه جوزا (1 ژوئن) روز جهانی کودک است و در کشور ایران روز هفدهم ماه میزان (8 اکتبر). ماهنامه باغ، روز جهانی کودک را پیش از این هم در شماره 22 خود تبریک گفته بود. بازهم این روز را به تمام کودکان جهان به خصوص کودکان نازنین افغانستان مبارکباد میگوید. همصدا با کودکان شاد وطن فریاد میکشد که:
زنده باد کـــــــــــــــــــــودکــــی.
ماه میزان یا ماه مهر، برابر است با ماه اکتبر
میلادی. گفته میشود که در سال 1986 دو تن از شاگردان 9 ساله مکتب «آتاتوری» در نیویارک
در روز 8 اکتبر، با نوشتن نامهای از کودکان جهان خواستند که روزی را به صلح
اختصاص دهند.
یکی از آن دو در نامۀ خود به کودکان جهان نوشته بود:
«بزرگترهای ما عقاید ثابتی دارند. آنها ما
را دوست دارند؛ چون بچههایشان هستیم. اما آیا آنها میدانند که چه دنیایی را
برای ما به وجود میآورند. اگر کمترین اشتباهی در ماشین هستهای آنها رخ دهد، ما
هرگز شانسی برای رشد نخواهیم یافت. ما امکانی برای رشد و پرورش میخواهیم»
حالا هر سال کودکان جهان با شادمانی در روز جهانی
کودک این دوگانگی را یادآور میشوند، آنها
میبینند که سالانه پولهای زیادی مصرف جنگهای ویرانگر میشود. کودکانی زیادی
مظلومانه در این جنگها از بین میروند. آنها همه روزه میشنوند که کودکان زیادی
هم از گرسنگی و نداشتن امکانات صحّی میمیرند. در حالی که لبخند کودکان زیباترین تصویر
زندگی را میسازد.
ماهنامه
باغ میکوشد که تصویر خوشیها و امیدواریهای کودکان افغانستان را به تمام کودکان
جهان نشان بدهد.
باغ، آرزو میکند که در کشور ما هیچ سرباز خارجی و
جنگطلبان داخلی نباشند. هیچ کودکی بیسواد نباشد. اما آرامش باشد. مکتب باشد.
آزادی باشد. صدای شاد خندۀ کودکان از زیر درختهای باغ بیاید.
ماهنامه باغ از تمام كودكان و نوجوانان کشور میخواهد که هر لحظهای که دِلِشان، خواست وارد باغ شوند. سرود صلح و مهربانی بخوانند.
برای دریافت ماهنامه خودتان، "باغ ۲۶"، کلیک نمایید.
در این شماره می خوانید:
سلام خداجان
سرود مهربانی (آشنایی با روز جهانی کودک)
قندهار، انارستان افغانستان
گفت و گو با شقایق رجبی، کوچکترین نویسنده ی مهاجر افغانستانی در زلاندنو
یک گیلاس چای در زندان (خاطرات مجاهدین افغانستان)
عروسی گُدی ها ( بازی های محلی کودکان و نوجوانان افغانستان)
خلیل خدا
جوجه پَخته ای ( داستان کوتاه برای کودکان)
آزمایش علمی
اخبار تیم فوتبال خردسالان افغانستان
لیلا (شعر برای کودکان و نوجوانان افغانستان)
به همراه تصویرها و عکس های بسیار زیبا