سلام خداجان

خدایا! از اینکه به من دندان دادی تا میوههای
خوشمزهی تو را خوب بجوم و بخورم، از تو تشکر میکنم! اما پدرکلانم به جای دندانهای
اصلی خود، دندان ساختگی دارد. پدر کلانم میگوید: «با این دندانها، مزهی غذاها
را هیچ نمیفهمم.» 

خدایا! کاری کن هر وقت که او از خانه کاکایم به خانهی
ما آمد؛ وقت اخبار خواب برود! چون همان وقت تلویزیون سریال قشنگی دارد.![]()
![]()
خدایا! کاری کن که زانوهای پدرکلانم زودتر خوب شود.
تا او هر روز به زانوهایش مَلّم (مرهم) نمالد.![]()
![]()
خدایا! کاری کن پدرکلانم زود به زود، به خانهی ما
بیاید تا با عصایش اَسپک بازی کنم.![]()
راستی! تا یادم نرفته است؛ از اینکه برای ما
پدرکلان آفریدی، از تو تشکر میکنم.![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 19:30 توسط باغ
|